ثبت نام عضو جدید ایمیل آدرس: رمز عبور : رمز عبور را فراموش کردم

به جامعترین سامانه ارتباطی و اطلاع رسانی معماران معاصر ایران خوش آمدید خانه |  ثبت نام |  تماس با ما |  درباره ما |  قوانین سایت |  راهنما | تبلیغات




جدیــد ترین پــــــروژه هـا
خشت خانه
طراح : عیسی قاسمیان
ویلاهای سُهی و سُهی
طراح : سعید محسن یونسی
هایکو خانه
طراح : محمد موذنی
زخم های پنهان
طراح : حمیدرضا معماریان
حامی اتووود
تـازه هـــــــــای معمـاری
گواهی پری دریایی ؛ فیلمسازی و آشپزی در اردوهای تابستانی دانش آموزان
مسکن سازی اجتماعی در کارابانچل؛ تبلور فضایی متغییر و شناور حاصل از جامعه امروز
دیلر ـ اسکُفیدیو + رنفرو ؛ کیسه های پرتوافکن کریستال
اتووود کلاسیک ـ خانه فیشر ـ لویی کان
کامنـــــــــت پــــروژه ها
یسنا رسولخانی در مورد پروژه خانه مد و لباس نوشته است:
با سلام و خسته نباشید واسه طرح زیباتون،
عنوان پایان نامه من هم خانه مد هست اگه میشه مقالتون و ضوابت و از ...
یسنا رسولخانی در مورد پروژه خانه مد تبریز نوشته است:
سلام روزتون بخیر طرحتون و ایده طراحیتون جالب بود اگه میشه مقالتونو برام بفرستید تا مطالعه کنم و کمکی در پایان ...
مهسا خوش رضا در مورد پروژه مرکز نمایش های آئینی نوشته است:
سلام خانم تقوی. پروژه تون واقعا عالیه. من این ترم میخوام همین موضوع رو طراحی کنم. ممنون میشم اگه بتونید ریز فض ...
کیانوش دهکردی در مورد پروژه اسکیس و راندو نوشته است:
?salam cheor mitonam ba shoma tamas begiram @
سلام
وقت بخیر
[email protected]
0912361 ...
حمیده محمدرضاپور در مورد پروژه مهد کودک جوانه ها شیراز نوشته است:
سلام جناب شاکری
یکی از نمونه های موردی متن برای پایان نامه مهد جوانه هاست
در صورت امکان می خواستم لط ...
فرزانه علوی مقدم در مورد پروژه خانه مد تبریز نوشته است:
سلام خانم محمدی،کارتون واقعا عالی بود، میشه ریزفضا و پلانتون رو واسم بفرستید؟ [email protected] ...
Asal Dia در مورد پروژه خانه ی مد نوشته است:
سلام کارتون بسیار عالی و ارزشمنده میشه لطفا برای پایاننامه ی من هم با موضوع طراحی خانه مد و لباس کمکم کنید. ...
اعضـا با بیشترین پـــروژه
    ایمان زارع
    مجید معزی
    سامان نیرومند
    سونیا مقتدر

  
سامان نیرومند
 ارسال نظر بازگشت به لیست پروژه ها گزارش خطا اشتراک پروژه
    نمایش عکس ها
    آرتستان3
    دانشـــــــــــگاه : ورودی 82 دانشگاه قآنی شیراز
    سال طـــــراحی : 1389
    مـــــــــــــــــکان : آتلیه سامان نیرومند
    کـــــارفـــــــــرما : ...
    تـــــــــــاریخ ثبت : 1390/10/17
    مســــــــــــاحت : 500
    تعـــداد بازدیـــــد : 3489
    محــــدوده سنی : 26_27
    نــــوع کاربـــــری : فرهنگی
    مرحـــــــــله اجرا : اجرا شده
    همــــکاران طرح : محیط !
     ایده های طراحی : تصویر 1 : پریا احمد شاملو یكی بود یكی نبود زیر گنبد كبود لخت و عور تنگ غروب سه تا پری نشسه بود. زار و زار گریه می كردن پریا مث ابرای باهار گریه می كردن پریا. گیس شون قد كمون رنگ شبق از كمون بلن ترك از شبق مشكی ترك. روبروشون تو افق شهر غلامای اسیر پشت شون سرد و سیا قلعه افسانه پیر. از افق جیرینگ جیرینگ صدای زنجیر می اومد از عقب از توی برج شبگیر می اومد... " - پریا! گشنه تونه؟ پریا! تشنه تونه؟ پریا! خسته شدین؟ مرغ پر شسه شدین؟ چیه این های های تون گریه تون وای وای تون؟ " پریا هیچی نگفتن، زار و زار گریه میكردن پریا مث ابرای باهار گریه می كردن پریا *** " - پریای نازنین چه تونه زار می زنین؟ توی این صحرای دور توی این تنگ غروب نمی گین برف میاد؟ نمی گین بارون میاد نمی گین گرگه میاد می خوردتون؟ نمی گین دیبه میاد یه لقمه خام می كند تون؟ نمی ترسین پریا؟ نمیاین به شهر ما؟ شهر ما صداش میاد، صدای زنجیراش میاد- پریا! قد رشیدم ببینین اسب سفیدم ببینین: اسب سفید نقره نل یال و دمش رنگ عسل، مركب صرصر تك من! آهوی آهن رگ من! گردن و ساقش ببینین! باد دماغش ببینین! امشب تو شهر چراغونه خونه دیبا داغونه مردم ده مهمون مان با دامب و دومب به شهر میان داریه و دمبك می زنن می رقصن و می رقصونن غنچه خندون می ریزن نقل بیابون می ریزن های می كشن هوی می كشن: " - شهر جای ما شد! عید مردماس، دیب گله داره دنیا مال ماس، دیب گله داره سفیدی پادشاس، دیب گله داره سیاهی رو سیاس، دیب گله داره " ... *** پریا! دیگه تو روز شیكسه درای قلعه بسّه اگه تا زوده بلن شین سوار اسب من شین می رسیم به شهر مردم، ببینین: صداش میاد جینگ و جینگ ریختن زنجیر برده هاش میاد. آره ! زنجیرای گرون، حلقه به حلقه، لابه لا می ریزد ز دست و پا. پوسیده ن، پاره می شن دیبا بیچاره میشن: سر به جنگل بذارن، جنگلو خارزار می بینن سر به صحرا بذارن، كویر و نمك زار می بینن عوضش تو شهر ما... [ آخ ! نمی دونین پریا!] در برجا وا می شن، برده دارا رسوا می شن غلوما آزاد می شن، ویرونه ها آباد می شن هر كی كه غصه داره غمشو زمین میذاره. قالی می شن حصیرا آزاد می شن اسیرا. اسیرا كینه دارن داس شونو ور می میدارن سیل می شن: گرگرگر! تو قلب شب كه بد گله آتیش بازی چه خوشگله! آتیش! آتیش! - چه خوبه! حالام تنگ غروبه چیزی به شب نمونده به سوز تب نمونده، به جستن و واجستن تو حوض نقره جستن الان غلاما وایسادن كه مشعلا رو وردارن بزنن به جون شب، ظلمتو داغونش كنن عمو زنجیر بافو پالون بزنن وارد میدونش كنن به جائی كه شنگولش كنن سكه یه پولش كنن: دست همو بچسبن دور یاور برقصن " حمومك مورچه داره، بشین و پاشو " در بیارن " قفل و صندوقچه داره، بشین و پاشو " در بیارن پریا! بسه دیگه های های تون گریه تاون، وای وای تون! " ... پریا هیچی نگفتن، زار و زار گریه می كردن پریا مث ابرای باهار گریه می كردن پریا ... *** " - پریای خط خطی، عریون و لخت و پاپتی! شبای چله كوچیك كه زیر كرسی، چیك و چیك تخمه میشكستیم و بارون می اومد صداش تو نودون می اومد بی بی جون قصه می گف حرفای سر بسه می گف قصه سبز پری زرد پری قصه سنگ صبور، بز روی بون قصه دختر شاه پریون، - شما ئین اون پریا! اومدین دنیای ما حالا هی حرص می خورین، جوش می خورین، غصه خاموش می خورین [ كه دنیامون خال خالیه، غصه و رنج خالیه؟ دنیای ما قصه نبود پیغوم سر بسته نبود. دنیای ما عیونه هر كی می خواد بدونه: دنیای ما خار داره بیابوناش مار داره هر كی باهاش كار داره دلش خبردار داره! دنیای ما بزرگه پر از شغال و گرگه! دنیای ما - هی هی هی ! عقب آتیش - لی لی لی ! آتیش می خوای بالا ترك تا كف پات ترك ترك ... دنیای ما همینه بخوای نخواهی اینه! خوب، پریای قصه! مرغای شیكسه! آبتون نبود، دونتون نبود، چائی و قلیون تون نبود؟ كی بتونه گفت كه بیاین دنیای ما، دنیای واویلای ما قلعه قصه تونو ول بكنین، كارتونو مشكل بكنین؟ " پریا هیچی نگفتن، زار و زار گریه می كردن پریا مث ابرای باهار گریه می كردن پریا. *** دس زدم به شونه شون كه كنم روونه شون - پریا جیغ زدن، ویغ زدن، جادو بودن دود شدن، بالا رفتن تار شدن [ پائین اومدن پود شدن، پیر شدن گریه شدن، جوون شدن [ خنده شدن، خان شدن بنده شدن، خروس سر كنده شدن، [ میوه شدن هسه شدن، انار سر بسّه شدن، امید شدن یاس [ شدن، ستاره نحس شدن ... وقتی دیدن ستاره یه من اثر نداره: می بینم و حاشا می كنم، بازی رو تماشا می كنم هاج و واج و منگ نمی شم، از جادو سنگ نمی شم - یكیش تنگ شراب شد یكیش دریای آب شد یكیش كوه شد و زق زد تو آسمون تتق زد ... شرابه رو سر كشیدم پاشنه رو ور كشیدم زدم به دریا تر شدم، از آن ورش به در شدم دویدم و دویدم بالای كوه رسیدم اون ور كوه ساز می زدن، همپای آواز می زدن: " - دلنگ دلنگ، شاد شدیم از ستم آزاد شدیم خورشید خانم آفتاب كرد كلی برنج تو آب كرد. خورشید خانوم! بفرمائین! از اون بالا بیاین پائین ما ظلمو نفله كردیم از وقتی خلق پا شد زندگی مال ما شد. از شادی سیر نمی شیم دیگه اسیر نمی شیم ها جستیم و واجستیم تو حوض نقره جستیم سیب طلا رو چیدیم به خونه مون رسیدیم ... " *** بالا رفتیم دوغ بود قصه بی بیم دروغ بود، پائین اومدیم ماست بود قصه ما راست بود: قصه ما به سر رسید غلاغه به خونه ش نرسید، هاچین و واچین زنجیرو ورچین! تصویر 2 : من اناری را , میکنم دانه , به دل مگویم : خوب بود این مردم , دانه های دلشان پیدا بود . می پرد در چشمم آب انار ! اشک میریزم . مادرم میخندد . رعنا هم . . . . . . یادمانی برای سهراب سپهری تصویر 4 : چه سرزمین ها که انسان ها ساختند! در خیال. تصویر 5 : انسان عضوی از سازه ای شد که خود به وجودش آورده !!! اما یادمان نرود که زمانی قرار بر این بود که سازه برای انسان عضوی باشد ! مگر غیر از این بود ! . . . تصویر 6 : من , میدانم که لحظه نماز , کدامین لحظه ست. اکنون ستاره ها همه با هم همخوابه میشوند. من در پناه شب از انتهای هر چه نسیم است , میوزم من در پناه شب دیوانه وار فرو میریزم با گیسوان سنگینم , در دستهای تو وهدیه میکنم به تو گلهای استوائی این گرمسیر سبز جوان را با من بیا ........... بگذار پر شوم شاید که عشق من گهواره ی تولد عیسای دیگری باشد! "فروغ فرخزاد" تصویر 12 : تکنیک این اثر : مداد سیاه . چسب حرارتی بر روی مقوایی به رنگ نارنجی ! تصویر 17 : هنگام ِ سپیده دم خروس ِ سحری ، دانی که چرا همی کند نوحه گری ? یعنی که نمودند بر آیینه ی صبح،کز عمر شبی گذشتُ تو بی خبری! (خیام) تصویر 18 و 19 : نقاشی با نور در تاریکی. تصویر 20 : گوش ها از چشم ها بینا ترند ! چشم ها کوور هستندو گوش ها بینا ! (مشکلی فرهنگی یا هدیه ای از جانب خدا ! ).

پروژه های دیگر طراح
نظـــــــر اعضــــــــا
سیمین رضاپناه ( 1390/10/18 ) : تبریک میگم همه کارها خیلی خوب هستند.تصویر1 پریا: نمیدونم من چرا همیشه با خوندن این شعر و شنیدن اسم پریا و اسب سفید یاد آدم جوون میافتم ولی این چهره ها بیشتر از رنج ،کهولت سن رو بهم منتقل کرد. تصویر های 9 و 10 حس قصه های هزار و یک شب رو به آدم میده و کارهای جالبی بودن. تکنیک کار 12 خیلی جالبه و تصویر هم خیلی هماهنگ شده با تکنیک مخصوصا" قسمت دامن دختر . تصویر 12 رو خیلی دوست داشتم. موفق باشید لذت بردم از دیدن تصاویر
سامان نیرومند ( 1390/10/18 ) : ممنون از توجه شما . دقیقا حق با شماست و در شعر هم ما یک معنای ظاهری داریم و یک معنای درونی! واژه ها درست است که جوانند اما حاکی از درونی پر درد دارند! حتی در واقعیت هم ما جوانان بسیار پیری را خواهیم دید! پریا و پریاها هم خیلی سعی کردند بیدار کنند ما هارو اما پیر شدند و نتونستن! اینجا هم رنگ ها و نوع خطوط بسیار جوان و پر قدرت هستند اما در مجموع کهنسال است. پریا حالا حالا ها باید گریه کنه . . .
سمیرا نظری ( 1390/10/18 ) : دوست داشتم کاراتو خیلی!تکنیک چسب حرارتی ابتکاره خودتونة؟
سامان نیرومند ( 1390/10/18 ) : ممنون از شما . . . بله و به غیر از این تکنیک , 6 تکنیک دیگر را هم کار کردم . که برخی را هنوز به نمایش نگذاشتم! و بسیاری از نوشته هایم را . که در آینده ای نه چندان دور به نمایش در خواهند آمد . . .
ترنج احمدی ( 1390/10/25 ) : mercccccccccccccccccccccccccccccccccccccccccccccccccccccccccccc
سامان نیرومند ( 1390/11/06 ) : سلام جناب مهندس شش بلوکی عزیز بسیار خرسند هستم از توجه شما و خوشحال از اینکه بعد از این همه سال شما را باز می بینم . پیروز باشید. سپاس از شما
اردلان مقیمی ( 1391/01/22 ) : هنرمندانه بود...
ممنون.
افسانه فهیمی ( 1392/03/28 ) : کارتون خوبه اما میشه بگید چه سبکی کار میکنید.اکثر کاراتون گرافیکی هستن.
سامان نیرومند ( 1392/04/25 ) :
ممنون از توجه شما ... باید بگم که من سبک های خاص خودم را کار می کنم و جالب اینجاست که ! نه نقاشان ! نه معماران ! نه گرافیست ها ! نه مجسمه سازان ! هیچ یک من را از خودشان نمی دانند! شاید با گذر زمان این پذیرش صورت گیرد ! اگر نه که یک نام دیگر به هنر اضافه خواهد شد ! شاید
افسانه فهیمی ( 1392/05/05 ) : بسیار عالی.من فکر میکنم این چنین کارهایی ذاتا از احساستان نشات میگیرد و این خیلی خوب است که سبکی دیگر در هنر ایجاد شود
حامی اتووود
کانال تلگرامی اتووود
ثبــــــــت نظـــــــر
جهت ارسال نظر باید وارد سیستم شوید. / عضو جدید
ایـمـــیـل :  
رمز عبـور :  
 
درباره معماران معاصر ایران :
این گروه در سال 1386 با هدف ایجاد پل ارتباطی بین معماران ایرانی معاصر گرد هم آمد.با شروع کار این وب سایت معماران متقاضی در محیطی ساده وکارآمد به تبادل پروژه ها ومقــــالات خود خواهند پرداخت ودر فضای فروم به بحث وگفتگو می پردازند.
خانه | ورود | ثبت نام | درباره ما | تماس با ما | قوانین سایت | راهنما | تبلیغات
© کلیه حقوق این وب سایت متعلق به گروه معماران معاصر می باشد.
Developed by Tryon Software Group