معماران معاصر ایران, اتووود - بزرگترین سایت معماری
ثبت نام عضو جدید ایمیل آدرس: رمز عبور : رمز عبور را فراموش کردم

به جامعترین سامانه ارتباطی و اطلاع رسانی معماران معاصر ایران خوش آمدید خانه |  ثبت نام |  تماس با ما |  درباره ما |  قوانین سایت |  راهنما




جدیـــــد ترین مقــــــالات
    دیوید هاروی و شهر در قامت فهمی انسانْ تولید
    پهنه ی معلق تهران؛ شاه عبدالعظیم یا شهر ری
    دیوید هاروی و شهرســــــــــــــــــــــــــــــــــازی آلترناتیو
    هنر گفت و گو ـ جان بریسندن و اد لوییس با دیوید هاروی
مقالات برتر از دید تحریریه
    دیوید هاروی و شهر در قامت فهمی انسانْ تولید
    پهنه ی معلق تهران؛ شاه عبدالعظیم یا شهر ری
    دیوید هاروی و شهرســــــــــــــــــــــــــــــــــازی آلترناتیو
    هنر گفت و گو ـ جان بریسندن و اد لوییس با دیوید هاروی
معـــروف ترین مقــــالات
    تکه های ساده ـ رنگ در معماری به قلم پوریا ترکفر
    سانا؛ گامی فراتر از معماری سبز به قلم علیرضا امتیاز "مدیر اتووود"
    انرژی خورشیدی در ایران به قلم مهدي معيت
    تکه های ساده ـ تاریخ نگاری فشرده پردیس ایرانی به قلم امیراصلان معصومی
فعالتـــرین نویسندگان
    آرش بصیرت "سردبیر اتووود"  : معمار حرفه اي
    محمد کیانی منش  : دانشجو
    ایمان رئیسی  : معمار حرفه اي
    فريبا شفیعی  : دانشجو
حامی اتووود
تــازه هــــــای معمــاری
حداقل پیچیدگی، ولاد تنو
پلکان مارپیچی بتنی از روبرتو سمپرینی
آیا معماران، به درستي کاربر نهایی را درک مي كنند؟
میدی استیشن در بروکسل از ژان نوول

بازگشت به لیست مقالات مفاهيم و نظريات معماري < شهر سازي
نظر دبیر تحریریه > آرش بصیرت "سردبیر اتووود"

انقیاد شهری، کنترل تن به واسطه فیزیک طرح، شهر مرزینه، طراحی انفکاکی و عباراتی این چنین احتمالا خواهند توانست بسط گفتمانی این چهار یادداشت / مقاله را تدوین نمایند؛ "رم کولهاس؛ لیبدویِ . . ." از منظری تاریخ نگارانه بر معرفی کولهاس و گونه مواجه اش با شهر می پردازد، "رم کولهاس و زیست پس ماندی . . ." با واسطه قرار دادن مقالات "فضـــای پس ماند" و" بزرگی" نظریه انقیاد شهری را پی می گیرد، "رِم کول هاس؛ آیکـُـن . . ." بسط اتیملژیک و تاریخ نگارانه مفاهیم مطرح شده در نوشتار "رم کولهاس و زیست پس ماندی . . ." است و یافت تبیین های عینی در اثار کولهاس برای مفاهیم انتزاعی مطرح شده در "رم کولهاس و زیست پس ماندی . . ." و در اخر "فضای اعتراض . . ." مثال عینی از یک رخداد قابل تفسیر تحت شمول ان مفاهیمی که در سه یادداشت پیشین تبیین شده اند می باشد.امید ان که این مجموعه بتواند کلیتی جامع برای مخاطبان فراهم اورد.

رِم کول هاس؛ آیکـُـن[سندرم]امپراتوری   1389/06/16
نوشـــــــــــته ی :
  آرش بصیرت "سردبیر اتووود"   -


خــلـاصــــــــــــــه : تکه تفسیری بر مقاله انتونیو نگری در مورد رم کولهاس

 



مقالات مرتبط

دیگر مقالات   آرش بصیرت "سردبیر اتووود"
معماری رکود   ( مفاهيم و نظريات معماري  )
غرفه گالری سرپنتین؛ طراحی در منطقه ممنوعه   ( مفاهيم و نظريات معماري  )

اروپا در بادی امر در قامت یک  فهم جغرافیایی وجود نداشت "فقط یک اسطوره بود" (ژاک لوگوف؛ 1387: 27) که از شرق ریشه گرفت در اسطوره شناسی یونانی ظاهر شد و با فروپاشی امپراتوری روم به صورتی ناقص تولدی کالبدی یافت، صفت اروپایی اول بار در سال 1721 مطرح شد، سنگ بنای اتحادیه اروپایی نیز در سال 1951 گذاشته شد؛ اروپا از نظر گفتمانی یک محصول نسبتا متاخر و از نظر تـُـپـُـلژیک حاصل ماهیت فیزیکی کشند است؛ کشندی ـ مبتنی بر ایده محوریت و جهت وام گرفته از رومیان ـ از شرق به غرب؛ گویی انگاره های مسطح بودگی، وسعت و گستره اجزا به ذات اروپا هم در فهم جغرافیایی هم در فهم سیاسی و هم در فهم کالبدی اش می باشند.

در میان این تحولات کلامی ان چه اما در این جغرافیا موضوعیت ثابت تمامی تلاش های جاه طلبانه و واجد درون مایه توتال بوده است عقده احیای امپراتوری روم پس از، به گمان لوگوف، "از درون پاشی" (70) یا "قتلش توسط مالیخولیای قرون وسطا"(39) است؛ اروپای شارل پنجم، اروپای ناپلئون و اروپای هیتلر همه نمونه هایی اند از این تلاش؛ هر سه به دنبال ساخت رُم نو بودند یکی در آخِـن، یکی در پاریس و دیگری در برلین، اما نضج فهم فلسفی از امپراتوری، جسم عظیم و روح توتالش اکنون ما را با اروپای امریکایی، اروپای چینی، اروپای خاورمیانه ایی و روسی و دیگر قالب های ژئوپلیتیک امپراتوری در فهم غربی اش مواجه کرده؛ جهان معاصر در حال تجربه جای گزینی پارادایم استعمار با پارادایم امپراتوری است؛ زیستِ ما زیست ـ امپراتوریست و تلاش این نوشتار یافت چرایی انتخاب رم کول هاس؛ معمار هلندی (1944) توسط انتونیونگری؛ جامعه شناس و فیلسوف سیاسی ایتالیایی(1931) به عنوان آیکـُـن فهم معاصر اروپایی از امپراتوری است.

اما امپراتوری به مثابه یک سنت اروپایی که پیشینه و تبارش ان گونه که پیش امد، در شمایل کالبدی، به رم باستان باز می گردد در اغاز دوره رنسانس انسجام جغرافیایی و فکری خود با کلیت اروپا را از دست می دهد این انفصال سراغاز تدوین دو ایده ئلژی غالب بر ماهیت، فرم و ریخت مدرنیته غربی است: "ایده ئلژی لیبرال که با تمسک بر هماهنگی مسالمت امیز نیروهای حقوقی و برتری بازار"(انتونیو نگری؛ 1384:37 )  به حیات خود ادامه می دهد و "ایده ئلژی سوسیالیستی که از طریق سازمان دهی مبارزات و مقدم دانستن حق بر وحدت بین الملل"(انتونیو نگری؛ 1384:37 ) به تولید سیاست و حوزه عمومی می پردازد، هر دوی این نقشه های محدود حیات در ترکیب با منش جهان شمول روشنگری به دو برنامه غالب با پی ایندهای متفاوت تبدیل می شوند، اگرچه هر دو برنامه شاکله های مفهومی مشترکی دارند؛ شاکله هایی که ریشه در امتزاج خاستگاه شان با امپراتوری دارند؛ حق، قدرت، وسعت و تولید از این جمله اند.   

امپراتوری مقوله های حقوقی و ارزش های اخلاقی عام را وحدت می بخشد و ان ها را به عنوان یک کل ارگانیک به تعامل وا می دارد بنابراین امپراتوری از ابتدا یک دینامیسم اخلاقی ـ سیاسی را که در قالب مفهوم حقوقی اش قرار دارد به وجود می اورد. امپراتوری همچنین میلی بیمارگونه به گستره دارد، امپراتوری به ذات یک پروژه باز است که این هم ریشه در روم باستان ـ مخصوصا روم دوران امپراتوری دارد ـ که در امپراتوری روم جدال میان محدودیت و گسترش همیشه به نفع دومی تمام شده است، از همین روست که رومیان بر خلاف یونانیان و عالم تـُـپـُـس یا موضع مدار و محدودشان بر پایتخت متمرکز بودند و جاده هایی که از سراسر امپراتوری به رم ختم می شد، "انان خدایی منحصر به فرد داشتند به نام یانوس؛ خدای همه مدخل ها و دروازه های عمومی . . . خدای عزیمت و بازگشت. در این جا واقعیت وجودی ایی می بینیم: میل انسان به تسخیر جهان . . . لذا شبکه جاده ها مظهر بنیادی ترین ویژگی فضای وجودی رومی است و . . . ان ها با نهادن دروازه و طاق نصرت بر این گستره افقی اعتنایی شایسته روا می دارند"(کریستین نوربرگ شولتز؛ 1386:96 ) که این عناصر معمارانه در خدمت انگاره امپراتوری یند. متفکرین متاخرتر هم چون ماکیاولی نیز به نوعی جمهوری وسیع اعتقاد دارند. پلی بیوس نیز به جمهوری گسترده اعتقاد دارد و جمهوری بدون گسترش را هم واره در مخاطره فساد می داند، در وضعیت معاصر نیز فهم از گستردگی امپراتورمابانه را می توان در شبکه یافت که دو تفاوت عمده با فهم از گستره در وضعیت باستانی اش دارد اول ان که افقی است و دوم ان که  شمول گرایانه است و نه محذوف کننده "چرا که قدرت از خلا خود وحشت و نفرت دارد"(انتونیو نگری؛ 1384:40).

پارادیم جدید امپراتوری هم سیستم است و هم سلسله مراتب و از همان ابتدا به صورت افقی مفصل بندی شده است و در ان تمام تضادها، تمام بحران ها و تمام اختلافات به فرایند انسجام راه می برند، نظمی که فضای ان چه را تمدن می دانیم در بر می گیرد سنت بی کرانگی و همه گیری است. شاید به همین سبب است که انتونیو نِگری اعتقاد دارد در پست مدرنیته و فهم افقی از قدرت که امپراتوری مبتنی بر ان زمان تاریخی را فرسایش داده و به حالت تعلیق دراورده تا گذشته و اینده را در نظم اخلاقی خویش محاط کند و انبوه خلقِ تشکیل دهنده جامعه را به تولید کنندگانی تبدیل نموده است که خودِ امپراتوری حاصل تشریک مساعی های ان هاست، مفهوم حق باید پس از ان جدایی رنسانسی بار دیگر بر حسب مفهوم امپراتوری درک شود. 

با این پیش زمینه انتخاب رِم کول هاس توسط نِگری برای پردازش کالبد امپراتوری چیزی بیش از شباهت نوشتاری رِم Rem در رِم کول هاس و رُم Rome در امپراتوری روم است ؛ که کول هاس آیکـُـنِ امپراتوریست؛ نشانه ایست که "کیفیت موضوعی را دارد که خود نشان می دهد"(جان لچت؛ 1377: 204)، او نماد؛ نشانه قراردادی امپراتوری نیست، اثار او در در یک تحلیل فوکویی از صورت بندی دانایی مدرن در حوزه کلام و تفسیر از توصیف و تحلیل های واژه پردازانه عبور می کنند و نام ناپذیر می مانند تا بدین طریق از ورود به قلمرو نمادین بگریزند و البته این تنها یک جنبه از چرایی انتخاب کول هاس است، جنبه دیگر ان ضدیت کول هاس با مدرنیته خداـ انگار و تمسک او به پست مدرنیته است حین بسط معنایی فضای پس ماند و البته نکته قابل تامل ان که کول هاس در نقد این شمایل از مدرنیته نیز ضمن تکیه بر فاشیسم بر ان وجهی از معماری فاشیستی تاکید می گذارد که کاملا برامده از انگاره پیروزی جنگاورانه درمعماری یونانی و خوی گستره ماب و توتال منش امپراتوری در روم باستان است؛ شرح او از معماری فاشیستی به زپلین فیلد البرت اسپیر اشاره دارد که به وضوح برگرفته از انگاره های معماری کلاسیک جاری در مذبَح زئوس و اتنا در پـِــرگامُــن در یک وضعیت معاصر می باشد؛ صحن ـ پلکانی عظیم، واجد کشندی افقی و کاملا غیر انسانی که  بر روحیه عظمت طلبی نیز تاکید دارد و بعدها، علی رغم تفاوت های کارکردی ـ تناسباتی و در مقیاس های متفاوت، توسط رومیان در بسیاری از اثارشان هم چون پرستشگاه فورتونا پریمیجنیا در پالسترینا، مذبَح صلح اگوستوس در رم و تئاتر اسپندوس تداوم می یابد.  

اما نقب نِگری از بزرگی به سوی فضای پس ماند و وضعیت پس ماندی ـ به عنوان وضعیتی که ارتباطی پارادکسیکال با امپراتوری و تبعاتش دارد ـ با تاثیر از میشل فوکو، جورجو اگامبن و ژیل دلوز همراه است، مفاهیم مد نظر نِگری ضمن عبور از غشای زیست ـ سیاست، حیات برهنه و خط خروج بسط های افقی به ترکیبی هم سطح و همگن از وضعیت مسطح، وضعیت استثنایی و وضعیت پس ماندی می رسند و در بستری که صرفا امپراتوری بزم ارایش است تدوین می شوند. فوکو در این همـنشینی مبتنی بر میکروفیزیک قدرت پیوند میان دولت و سامان دهی بدن ها یا همان زیست ـ سیاست که یکی از ویژگی های دولت مدرن و نشان گر عبور از قدرت سرزمینی به قدرت زیستی برامده از پردازش نسبت میان خشونت و بدن و تبلور نهادهایی چون بیمارستان، اسایشگاه روانی، جذام خانه، زندان و اردوگاه می باشد را تبیین می کند، اگامبن مفهوم غریبی به نام هوموساکر را از دل نظام حقوقی امپراتوری روم باستان بیرون می کشد تا با عبور از وضعیت ارگانیک در تحلیل مامفوردی به یک وضعیت استثنایی نزدیک شود وضعیتی که در ان هر فرد به مثابه یک موجود صرفا زنده، ان گاه که بر کرانه شکاف میان قانون و خشونت، تمدن و توحش می ایستد مستثنی می شود، در این وضعیت استثنایی حضور در بیرون از غیبت درونی مجزا نیست و تفاوت های به ذات به واسطه طرد ادغامیinclusive exclusion  در کلام اگامبن و شمول گسسسته disjunctive inclusion  در کلام نِگری اجازه سیاسی شدن نمی یابند تا ما گام به وضعیت پس ماندی بگذاریم که در ان امپراتوریِ بی مرزِ شبکه ایی همه پدیده ها را به موضوع سرکوب مراقبتی مدام فرو می کاهد، در این وضعیت بشر نیز با قرار گرفتن در وضعیت شبکه ایی از تعلق به شهر؛ شهروندی خلع می شود و در یک وضعیت فاقد حق مبتنی بر مکان به پس ماند یا مازادـ بشر تبدیل شده و تحت شمول حیات برهنه برامده از این وضعیت استثنایی تدقیق می یابد و شهر نیز مبتنی بر همان ره یافت طرد مبتنی بر ادغام یا شمول مبتنی بر گسست به بسط هرز sprawl expansion و دورریز هم در پرداختی افقی و هم عمودی دست می زند و بی افق می گردد یعنی از اشل شهر هم در فهم معنایی و هم در فهم کارکردی اش می گریزد و ماهیت شهر را پس می زند حال ان که هم چنان تحت شمول شهر به بسط فیزیکی اش ادامه می دهد ، در این روند شهر بی یوغ می شود و بی در و پیکر و نهایتا فضا نیز بی کیفیت شده به مازاد بودگی تن داده به پس ماند تبدیل می شود تا تمام عناصر ماتریس حیات در وضعیت پس ماندی تکمیل شوند، البته تمامی این ها نهایتا نه تنها به یک فیزیک یا کالبد بزرگ بلکه به یک افق کلان نیز منتهی می شوند پس راهی جز تن دادن به انگاره بزرگی، چه در شمایل پیکره های کلان و چه افق های بی کران نخواهد ماند انگاره ایی  که عنصر ماهیتی به ظن انتونیو نگری منطقه زایی مجددre-territorisation  امپراتوری است.  

رم کول هاس خود در قامت یک امر پارادکسیکال می تواند آیکُــن وضعیتی منتهی به بسط بارزه های امپراتوری در فهم اروپایی اش باشد، بارزه هایی که  نِگری نیز با تمسک آیکـُــنیک به کول هاس سعی در تفسیرشان دارد؛ فیزیکی که کول هاس می پردازد و نظریه ایی که او تولید می کند شدیدا متاثر از هرمنوتیک بزرگی و پس ماندی، روح اروپایی امپراتوری را در کالبد شهرـ جهان می دمد، او معمارِ شهر است و مهم ترین فهم غالب بر قالب نظریه اش بزرگی است و تبعات بسط بزرگی؛ معماریش با شهر هم به مثابه افق، هم در قامت بستر و هم به عنوان فهمی تمدنی و ژئوپلیتیک تعاملی بس پیچیده برقرار می کند. فیزیک اثار رِم کول هاوس حتی در شمایل محدودش مانند ویلا نیز، با محوریت و جهت و خروج اثر از مرزهای به ذات essence اش و تبدیل اثر به وجودی existence کلان ـ نگر و بسیط و در برخی مواقه هرزه رو تعریف می شود؛ ویلا دالاوا (1991) نمونه ایست از این سیاستِ گستره؛ استخر استثنایی روی سقف ویلا ـ بر اساس خواست کارفرما و تدبیر طراح ـ به گونه ایی طراحی شده که بر محور برج ایفل قرار گیرد؛ گویی مناسباتی با محوریت مازادبودگی بر اثر جاریست؛ یا ویلا مازادیست بر برج یا برج مازادیست بر ویلا، اما نهایتا نتیجه یکسان است؛ این ابژه معمارانه است که در شهر پَس می نشیند، اثر معمارانه از نظر مقیاس با شهر تکمیل می شود و به سنجه می اید و منطقه زایی مجددا شکل می گیرد. موزه پلازای لویی ویل نیز از این ره یافتِ شهرـ مدار و بعضا پس زننده معماری جدا نیست؛ کلان ـ سازه ایی عمودی محصول هم بندی کارکردیِ منجر به وصله شدن چند مکعب و یک پلکانِ برجِ بابل منش/ زیگورات مابِ الحاقی به مجموعه که از نمای نزدیک ریختی مرموز و در برخی مواقع بدقواره و برای پیچیدگی های امروزه سخت ساده و بعضا بی مسئولیتِ پس افتاده/ پس زننده به هم می زند و صرفا با عمق گرفتن نگاه و بسط افقی حرکت در خط اسمان شهر به منزل مقصودش می رسد و بر گرافیک شهر موثر می افتد و مرام گستره آرای خود را در کنار فهم پارادکسیکالش از مقیاس اشکار می سازد، تا معماری نه حذف که در برابرشهرسازی پس نشیند و بنا در شمایل یک مستثنای شهری به حیات خود ادامه دهد. کتاب خانه مرکزی سیاتل نیز در تحلیل ریخت شناسانه اش حجمی است بی منطق و پیش بینی ناپذیر، مرکب از ریز/ تکه حجم های پس ماندیِ دزدیده یا به عاریت گرفته شده از حجم های کامل معنادار، متین و عوام پسندی که بی هوا به هم چسبانده شده اند، وصله پینه ایی منتج به هرزـ حجمی متورم از تکه فضاهای پس ماندی و دورریز، بنای مبهم و شاید آیکـُــنی بی برنامه، بی هدف و بی سیاست؛ درست به بزرگی انقلاب، محصول معماری فرانکن اشتاینی؛ بزرگ، بی مسئولیت و ضدامانیستی. پله برقی نا متعارف، استثنایی و سبزـ زرد کتاب خانه که ضمن متصل کردن شش طبقه از کتابخانه، مارپیچ کتاب چهار طبقه ایی درون کتابخانه را نیز طی می کند، در کنار سالن نشیمن و سالن اجتماعات چند منظوره کتاب خانه، انضمام / پیوست هایی شهری می باشند که باز هم معماری را پس زده به درون این حجم خودبسنده ی مستثنای از درون متورم راه یافته، تداوم فضاهای عمومیِ ازادِ مجانی و در عین حال پناه دهنده شهری که سامانه برنامه ریزی معاصر با مستثناسازی شان به پس ماند و دوریز تبدیلشان کرده و سعی در زدودنشان دارد را مجددا از نو منطقه بندی می کند تا حتی درون این بنای متشکل از فضاهای فُــلد شده و روی هم تا خورده درون گرا نیز خط خروج در شمایل  پارادکس مرزهای ازاد مقدس تداعی شود و فیزیکِ شمول گسسته خلق گردد. سی سی تی.ویِ پکن نیز با ان پس نشستگی ـ پیش امدگیِ مثبت ـ منفیِ  حجمی موبیوس وار و بی پایانِ پیکره عظیم و استثنایی اش ، جدا از نقشی که در شمایل یک کلان ـ سازه در خطِ اسمان پکن بازی می کند، پس ماندهای متغیر و خارج از قاعده ی شهرِعظیم، انبوه و بی افق را در حفره عظیم، وحشتناک و گروتسک حاصل از روی هم تاخوردگی حجمی اش مستثنا ساخته، نشان می دهد، تا ثابت کند حضور در بیرون از غیبت درونی مجزا نیست و نهایتا بتواند با تصویر پس ماندگی بنا از کلیتِ شهرِ انبوه معماری را بار دیگر به وسیله انگاره های شهری پس زند و بنا را در قواره یک خط خروج ظاهر سازد و به موازات ترس از خلا قدرت در قلب امپراتوری را نیز نمایان و آیــکـُــن گشودگی ادغام کننده تفکر افقی اصلاح طلبانه باشد.

ان گونه که در تمامیِ اثارِ بررسی شده امد بزرگی، عظمت و کلان بودگی ـ شاید هم سندرم تمام این بارزه ها ـ چه در فهم افقی و چه عمودی اش از بارزه های اختصاصی اثار رِم کول هاس می باشند و شاید از همین روست که رِمُــلژی Remology یا کول هاسیزم Koolhaasism  را محصول ترکیب شهر و کانسپت یا جان مایه بزرگی در کنار پس زدن ان چه معمارانه می باشد به سبب طبع محدود و عدم هم خوانی معماری با خوی امپراتوری می خوانند، که امتداد رگه های طبعیت امپراتورزده  و توتال کول هاس را در انتخاب او به عنوان طراح پرچم اتحادیه اروپا و طرح او به نام "بارکد" نیز می توان مشاهده کرد، جدا از این میل او به منطقه زایی مجدد امپرتوری در فهم معاصر اروپایی را می توان در طراحی نقشه راه اروپا برای سال 2050 نیز ره گیری نمود چرا که آیکُــــن جدا از تمامی توصیف های پیش امده یک تبار مسیحی ـ اروپای غربی نیز دارد و حاصل بخشی از تلاش ها برای تولید یک امپراتوری لاتینی در غرب در برابر شرق بیزانسی بوده است، از این منظر هم، آیکـُـنیک بودن رِم کول هاس و اثارش می تواند نشانی از نوستالژیای میل به نبش قبر امپراتوری یا شاید هم سندرم بازافرینی این انگاره در فهم اروپایِ اکنون متحد باشد.


کلمــــات کـلیدی :  رم کولهاس، رم کول هاوس، انتونیو نگری، انقیاد شهری، فضای پس ماند، سی سی تی وی، CCTV، میشل فوکو، پست مدرنیسم، مایکل هارت، آگامبن، کتابخانه مرکزی سیاتل، تئاتر دالاس، جاشوا پرینس رامس، OMA، دفتر معماری کلان شهر، مادر شهر، نیویرک تبدار، نیویورک تبدار،
منــــــــــــــــــابع :  لچت جان، 1377، پنجاه متفکر بزرگ معاصر از ساختارگرایی تا پسامدرنیته، حکیمی محسن، تهران، انتشارات خجسته لوگوف ژاک، 1387، اروپا مولود قرون وسطی، بازرگانی گیلانی بهاالدین، تهران، انتشارات کویر نگری انتونیو و هارت مایکل، 1384، امپراتوری، نجف زاده رضا، تهران، انتشارات قصیده سرا نوربرگ ـ شولتز کریستین، 1386، معنا در معماری غرب، قیومی بیدهندی مهرداد، تهران، فرهنگستان هنر


منبع انتخاب مقاله :
این مقاله پیش از این در روزنامه شرق، دور جدید، شماره 124، مورخ شنبه 6 شهریور 1389 چاپ شده است .

دریافت فایل مقاله | بازگشت به لیست مقالات |  ارسال نظر ارسال نظر | اشتراک مقاله  
تعــــداد بازدیــد : 2259  بار تعداد دانــــــلود : 264 بار امتیاز تحـــریریه : 5

نظـــــــر اعضــــــــا
هنوز نظری برای این مقاله ثبت نشده است.

ثبــــــــت نظـــــــر
جهت ارسال نظر باید وارد سیستم شوید. / عضو جدید
ایـمـــیـل :  
رمز عبـور :  

 
حامی اتووود
کانال تلگرامی اتووود
درباره معماران معاصر ایران :
این گروه در سال 1386 با هدف ایجاد پل ارتباطی بین معماران ایرانی معاصر گرد هم آمد.با شروع کار این وب سایت معماران متقاضی در محیطی ساده وکارآمد به تبادل پروژه ها ومقــــالات خود خواهند پرداخت ودر فضای فروم به بحث وگفتگو می پردازند.";
خانه | ورود | ثبت نام | درباره ما | تماس با ما | قوانین سایت | راهنما
© کلیه حقوق این وب سایت متعلق به گروه معماران معاصر می باشد.
Developed by Tryon Software Group