ثبت نام عضو جدید ایمیل آدرس: رمز عبور : رمز عبور را فراموش کردم

به جامعترین سامانه ارتباطی و اطلاع رسانی معماران معاصر ایران خوش آمدید خانه |  ثبت نام |  تماس با ما |  درباره ما |  قوانین سایت |  راهنما | تبلیغات




جدیــد ترین پــــــروژه هـا
مجتمع مسکونی نوا
طراح : بهارک نوایی
مجتمع مسکونی
طراح : بهارک نوایی
پروژه مسکونی ۲۳۰
طراح : mohammad karimi
پروژه مسکونی ۲۲۵
طراح : زهرا بهنام
حامی اتووود
تـازه هـــــــــای معمـاری
معماران و چالش انتخاب معماری ـ آرش بصیرت ـ پاویون مه
تراشه های کانسپچوال ـ اردک ها و آلونک های بزک شده، از شهر آیکونیک تا شهر ژنریک
پروژه دانشجویی اورناملت 2009
کتابخانه اتووود ـ یک پرسش از کیفیت ها ـ جفری کیپنس
کامنـــــــــت پــــروژه ها
حسین حسینی در مورد پروژه فرودگاه بین المللی چابهار نوشته است:
در این فرودگاه طبق تریدی ها ارباس 380 لندینگ کرده... یعنی فرودگاه شما تایپ f است. درسته؟ ...
پردیس جعفری در مورد پروژه میدان اجتماعی شیراز: جولانگاه ابتهاج نوشته است:
ایده طراحی به وسیله دخل و تصرف که در حال حاضر انفاق افتاده است بسیار جذاب است و مهمتر از آن شهر شیراز نیازمند ...
شرکت زیگوران در مورد پروژه مجتمع مسکونی -تفریحی با رویکرد پویایی اجتمایی نوشته است:
این پروژ در زمینه خودش میتواند کم نظیر باشد ، استفاده از یک زمین با دو کاربری( آن هم به صورت کاملا جدا،استفاده ...
علی علی اکبریان در مورد پروژه مجموعه ی ورزشی دانشگاه هنر نوشته است:
ورودی مجموعه اصلا شاخص نیست. ای کاش روی این مسئله بهتر کار شده بود. ...
ایده خواجوند در مورد پروژه مجموعه ی ورزشی دانشگاه هنر نوشته است:
کانسپت قوی و هماهنگ با فرم همچنین فضاها و محیط‌های داخلی هماهنگ با برون و مناسب انسان ...
زهرا ابراهیمی کرمانی در مورد پروژه فرودگاه بین المللی چابهار نوشته است:
سلام خيلي ممنونم از شما
بطور كل ميتوان كانسپت اين طرح را قطره اب دانست.
شما ظرف ابي را تصوركنيد كه يك ...
فاطمه میرخانی در مورد پروژه فرودگاه بین المللی چابهار بر گرفته شده از کوه های مریخی چابهار نوشته است:
سلام.کار خیلی خوبی هست .کانسپت روی ججم و سایت ب خوبی نشان داده شده.رندر ها و طراحی با چه نرم افزاری انجام دادی ...
اعضـا با بیشترین پـــروژه
    ایمان زارع
    مجید معزی
    سامان نیرومند
    سونیا مقتدر

  
رسول شفیعی
 ارسال نظر بازگشت به لیست پروژه ها گزارش خطا اشتراک پروژه
    نمایش عکس ها
    سفارتخانه ایران در پاریس
    عنـــــــوان درس : طراحي معماری 5
    نـــــام استــــــاد : دکتر سعید علیتاجر
    دانشــــــــــــگاه : آزاد اسلامی واحد همدان
    تاریـــــخ ثبــــــت : 1390/07/03
    تعــــــــداد بازدید : 5196
    محــــدوده سنی : 24_25
    نــــوع کاربـــــری : اداری
    همـــــکاران طرح :
    ایده های طراحی : 1. تجلی شمه ای از معماری ایرانی 2. احترام به زمینه یعنی کشور میزبان(فرانسه) جهت حفظ زمینه گرایی فرهنگی 3. توجه به معماری ایران باستان و ادای احترام به سایر ملت ها 4. خلق یک حجم پویا و دینامیک جهت تهییج چشم بیننده برای تحقق تک تک اهداف فوق از ابزارهای خاصی استفاده کرده ام که در ذیل عکس های بعدی قید شده است.

پروژه های دیگر طراح
نظـــــــر اعضــــــــا
علیرضا امتیاز "مدیر اتووود" ( 1390/07/03 ) : دوست عزيز شما يا ايران را نمي شناسيد يا فرانسه را
اين ساختمان اگر ساختمان وزارت كشاورزي بود چه تفاوتي با سفارت داشت
رسول شفیعی ( 1390/07/03 ) : با عرض ادب و ادای احترام
شاید حق با شما باشد، به جهت اینکه بنده فرانسه را از نزدیک ندیده ام ولی بهتر بود برای ادعایتان، دلیل و برهان اقامه می کردید. شاید تشبیه کردن این ساختمان به وزارت کشاورزی از سوی شما محصول توهم و تخیلات کودکانه شما از برنامه های کودک دوران طفولیتتان یا تفسیر کاملاً ذوقی حضرتعالی باشد. گر چه به سمت مدیریت این سایت تکیه کرده اید ولی اگر مطلب سنجیده و انتقاد علمی به ذهنتان نمی رسد سکوت کنید. بهرحال لحن و ادبیات گفتار شما که دون شان و مرتبه عالمانه است شعر اون ادیب رو در ذهن من تداعی کرد که :
بی کمالی های انسان از سخن پیدا شود
پسته بی مغز چون لب وا کند رسوا شود

اما در مورد ایرانی بودن این بنا عرض کنم که بنده به دنبال تجلی و تبلور اصول و مباحث عرفانی وصله شده به معماری ایرانی در این بنا نبودم (یعنی به دنبال تحقق مطالبی از سنخ موضوعات کتاب «حس وحدت» نادر اردلان یا «عرفان در هنر و معماری» دکتر حسن بلخاری نبودم) بلکه خواستم دورنما و پوسته ای از معماری اسلامی را بصورت ویترین در مقابل دیدگان مخاطب به نمایش بگذارم. بکارگیری المان ها و موتیف های ایرانی اسلامی در بنا مشهود است.

در مورد فرانسوی بودن بنا هم نکاتی رو به عرض می رسانم. ساختمان شش طبقه سفارت به تبعیت از طاق لادفانس پاریس تخلیه گردیده و فرم کلی آن برگرفته از لادفانس است. اگر بخواهیم برای این حرکت من، مثالی ماندگار در معماری معاصر ایران مطرح کنیم می توان به برج آزادی اثر حسین امانت اشاره کرد که کلیت این کار را از برج ایفل پاریس گرفته است. و همینطور به چشم انداز و نظرگاهی که به صورت جلو آمده به برج ایفل (نماد فرانسه) دست دوستی دراز می کند.

این نکات را بصورت خلاصه وار به عرض مدیر فرزانه و دانشمند این سایت رساندم. تو حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
علیرضا امتیاز "مدیر اتووود" ( 1390/07/04 ) : در حال خواندن حديث مجمل كه بودم به نظرم رسيد كه خدمتتان عرض كنم طاق هايي كه استفاده كرده ايد " نيمدايره " در ورودي و بعضا رواق ايراني نبوده و مربوط به رم باستان هستند معمار ايراني از طاق هاي تيزه دار در همه جا استفاده ميكرده به دليل ايستايي بهتر در عين حال در كليساي نوتردام هم از طاق هاي تيزه دار استفاده شده است در پاريس تنها طاق نيمدايره المان پيروزي ساخته شده در دوران ناپلئون است كه به تبعيت از طاق نصرت هاي رومي ساخته شده است .
البته تقليل معماري اسلامي به " لا" و تقليل لادفانس به حفره اي در حجم خود جاي بحث دارد ولي ساختمان حتي وزارت كشاورزي ايران هم بود در نوع خود موفقيتي محسوب ميشد . به نظرم اين ساختمان را دوباره بارگزاري كن و اسم پروژه را بگذار وزارت كشاورزي عراق ، ببين كسي تعجب ميكنه .
المان هايي را كه هر چند بزك گونه استفاده كرده اي مربوط به محدوده جغرافيايي بين النهرين و يا خاور ميانه اسلامي است نه ايران
قياس ايفل و برج ازادي كه معل فارق است ليكن براي ديدن يك سفارت ايراني مي توان سفارت ايران در تايلند كار مرحوم ميرميزان را مثال زد
فرهنگ ابراهیم زاده ( 1390/07/04 ) : آقای شفیعی به شخصه فکر می کنم از معماری سنتی ایران عملکرد و مفهوم و چگونگی تعامل عملکرد ها کپی برداری بشه بهتر از آب در میاد تا پی برداری هندسی و المانی... کارهای ژان نوول مصداق بارز این نوع از اقتباس از گذشت است که با هوشمندی اون را در فرآیند مدرنیزاسیون قرار میده ... در کل خسته نباشد و به امید موفقیت روز افزون .
آرش بصیرت "سردبیر اتووود" ( 1390/07/04 ) : جدا از ان که اثر به هیچ وجه نتوانسته است شاخصه یابی درستی از ایرانی بودگی و فرانسوی بودگی به دست دهد، از ضعف شدید در ترکیب این عناصر میان متنی نیز رنج می برد.
اثر در عین انکه باید محصول این نگاه باشد فاقد درک درست از بینامتنیت مستتر در صورت بندی های گفتمانی ما بعد مدرن است، در عین حال نتوانسته بر تعارضات برامده از چالش میان ذات و وجود نیز بیرون بیاید، طراح نتوانسته مشخص کند به کدام یک از اینان اولویت داده است، به طور مثال علی رغم تاکید بر فضای منفی، به علت همین بی قراری میان ذات و وجود، فضای منفی در پرداخت کلی نابود شده و نوعی مازاد بودگی و پسماندی را تداعی می کند، بر همین سیاق اثر نه توانسته معاصر بودگی فرم های نرم را به خود بگیرد و نه توانسته خمیرمایه سنت را حمل نماید، البته بقیه عناصری که طراح بر ان ها سرمایه گذاری استرتژیک کرده است نیز بر همین روال پرداخت شده اند.
وجه مصالحه کردن برج ازادی و ایفل نیز عمق تئوریک ندارد چرا که تکست های متمرکز بر این دو به بهای بزرگ نمایی وجوه مشترک عملا وجوه افتراق را حذف کرده اند پس از نظر پژوهشی قابل اتکا نیستند و بیشتر یک بازی رسانه ایست که البته مبتلا به این پروژه نیز می باشد.
پروژه بیان گرایی گفت و گویی متناسب با کارکرد خودش را نیز ندارد یعنی نتوانسته علی رغم میل طراح به ماشین بیان گفت و گوی دو ملت تبدیل شود.
این طرح یک بداهه نوازی است که تلاش می کند برای خودش اصالتی ستبر بیاراید و به همین سبب لطافت و شعف بداهه را نیز از دست داده است و مشمئز کننده شده است.
من به این پروژه نمره یک می دهم البته اگر می شد نمره صفر منظور می کردم و این نه به سبب وجوه تکنیکی کار است بلکه به سبب خود شیفتگی ادیپوس وار طراح است که در لایه لایه فرایند ارائه و دفاع از پروژه خودنمایی می کند و در دفاع از پروژه مرزهای متانت را بی محابا پشت سر می گذارد و علی رغم انکه می خواهد از یک اثر گفت و گویی دفاع کند عملا به تکنیک های ضد گفت و گویی در کلام تمسک می جوید.
رسول شفیعی ( 1390/07/04 ) : بسم الله الرحمن الرحیم
خیلی ممنون از نظرات اساتید و دوستان
جناب آقای امتیاز خیلی ممنون از شرح مبسط نظراتتون و ازاینکه مصداقی اشاره فرمودید سپاسگزارم، بهرحال کلی گویی آفت بحث است، ولی چند نکته رو به عرض شریف می رسانم:
معماری ایران باستان جزئی از تاریخ و هویت هر ایرانی است. طاقهای نیم دایره بدون تیزه به طاق های «مازه دار» معروف هستند که به انحا و اشکال مختلف در ایران قبل از اسلام به کار رفته است که از جمله می توان به چفد مازه ای تیز یا بستو/ چفد مازه ای تند =بیز=هلوچین تند/چفد مازه ای کند=بیز یا هلوچین کند/چفد مازه ای کفته و ... اشاره کرد.
فرمودید: «" نيمدايره " در ورودي و بعضا رواق ايراني نبوده و مربوط به رم باستان هستند»
پاسخ: ولی نیم دایره همونطور که عرض کردم در قبل از اسلام به وفور و بعد از اسلام به ندرت بکار رفته است. طاق گهواره ای نمونه ای دیگر و شاهدی بر این ادعاست.


جناب مهندس آرش بصیرت فرمودند: «فاقد درک درست از بینامتنیت مستتر در صورت بندی های گفتمانی ما بعد مدرن است»
پاسخ: جناب آقای بصیرت مگر غیر از این است که کشور ما در حال گذار از سنت به مدرنیته است و هنوز جایگاه مهم و مستقلی در دنیای علوم انسانی و هنری امروز پیدا نکرده است و هنوز در کش و قوس بین سنت و مدرنیته است. پس به فرض اینکه فرمایش شما صحیح باشد، این بنا نمایشی رئال و واقع بینانه از شرایط امروز ایران است.
آقای بصیرت نوشته اند: «فضای منفی در پرداخت کلی نابود شده و نوعی مازاد بودگی و پسماندی را تداعی می کند»
پاسخ: لازم نیست برای تمامی فضاها نسخه بپیچیم و برایشان شرح وظایف بنویسیم. ایجاد فضاهای نرم و منعطفی که پذیرای کاربری های گوناگون باشد از اهداف و آمال معمارانی همچون استراکچرالیست ها(سازه گرایی) و معماران دیگر است که به مخاطب اجازه مداخله در تکامل بنا را می دهد.
آقای بصیرت نوشته اند: « پروژه بیان گرایی گفت و گویی متناسب با کارکرد خودش را نیز ندارد یعنی نتوانسته علی رغم میل طراح به ماشین بیان گفت و گوی دو ملت تبدیل شود»
پاسخ: اگر بنایی با استعانت از استعاره، پیام خود را منتقل کند خود را از ابتذال و قشری گری دور کرده است. اگر پیام مستتر در معماری براحتی رمز گشایی شود باعث نزول کیفیت و حیثیت کار خواهد بود. لذا ایجاد دیالوگ و گفتمان با نمادها و سمبل هایی صورت گرفته است که کشف اسرار حاوی خود را به شهروندان فرانسوی واگذار می کند.

توضیح کلی:
در رابطه با این فرمایش دوستان هم نکته ای کلی عرض کنم که کلیت معماری معاصر غرب از نظر محتوا و سیر تطور در حال حاضر از کلیتی برخوردار است که قابل تعمیم به تمامی بلاد اروپا و غرب است. معماری امروز غرب محصول فلسفه های اومانیستی و انسان محور است که تضاد نه بلکه تناقض شدید و عمیقی با شالوده های فکری و بنیان های عقیدتی ما دارد. حالا چه باید کرد؟ می خواهیم بنایی را در دل اروپا طراحی کنیم که در عین دارا بودن جاذبه، دافعه هم نداشته باشد. اگر بخواهیم مفاهیم عمیق مطرح در هنر اسلامی را باز گو کنیم که با هنر و فرهنگ انجا اصطکاک شدیدی پیدا خواهد کرد. پس بهترین حالت، وضعیت بینابینی است.

علیرضا امتیاز "مدیر اتووود" ( 1390/07/04 ) : دوست عزیز
تمامی طاق های پیش از اسلام سهمی هستند در ایران هیچگاه طاق نیمدایره نداشتیم و این از افتخارات معماری ایران است چون پخش نیرو در سهمی بسیار بهتر از نیمدایره است و این راز پایداری طاق کسری با آن دهانه عظیم است
ولی با شما موافقم این طرح نمایشی رئال و واقع بینانه از شرایط امروز آموزش معماری ایران است . " با تکیه بر نمایش "
علي رضا ( 1390/07/05 ) : اقا وسط بحث کاری تیکه شخصی ننداز اولا!
ثانیا هرکاری ایراداتی داره.اقایون بصیرت و امتیاز خودشون میدونند که ما اینجا کارهای خیلی ضعیف تر هم داریم.
فکر و اندیشه ی طراح عزیز اقای شفیعی خوب،ایده ها جدید هستند و این خودش خوبه.هر فکر جدید هم در ابتدا سخت قبول میشه،اما من این فکر های جدید رو با تمام انتقاداتی که بهش هست به اسلوب های قدیمی ترجیح میدم.
من نظر اساتید خودم رو به مسابقات سر درب در سراسر کشور جلب میکنم.مرحوم فرزامی سر در دانشگاه تهران رو با بتن زد.به تازگی استاد سرکار مجد سر در دانشگاه تربیت مدرس رو با آجر و قوس.اما اگر شما الان یه مسابقه سر در راه بندازی باز همه با بتن طرح میزنند،چون اسلوب شده دانشگاه تهرانه!
من از این اسلوب ها در ایران زیاد میشناسم و کار آقای شفیعی رو بخاطر نداشتن اسلوب و در عین حال سعی در خلق نطریه های جدید نمره5 دادم.حتما دیگر اساتید هم تایید می کنند که امروز بزرگترین چالش ما در معماری اول فقر فرهنگی،دوم منفعت ها مالی و یوم نداشتن نظریه پردازی است.
م معيت ( 1390/07/05 ) : به نظر من این چالش تا حد زیادی متوجه به مدرس و استاد راهنمای این طرح مربوط می شود ، البته نمی توان با یکی از پروژه ها در این مورد قضاوت قطعی کرد، اگر از دوستان دیگر خودتان هم بخواهید که پروژه های خود را بارگزاری کنند، قضاوت راحت تر خواهد بود
اگر حال و هوای کلی کارها همخوان و در قدر و اندازه پروژه شما هست ، بی تردید پیکان انتقادات متوجه استاد محترم هم هست ، شما هم به عنوان یک دانشجوی معماری گاهی اوقات بد نیست که برای پیشرفت خودتان هم که شده گاهی اوقات به ضعف های فنی خودتان باور پیدا کنید
پروژهای که شما بارگزاری کرده اید ، در بهترین حالت یک ساختمان است و نه یک معماری ، ان هم در قالب یک پروژه آکادمیک ، ان هم با موضوع برنامه ای وزین با عنوان سفارت ایران در پاریس
موفق باشید
محمد كرامتي ( 1390/07/07 ) : slam.be nazare man aslan irani nist.
رسول شفیعی ( 1390/07/07 ) : سلام
جای تاسف و افسوس داره که در سایتی که قراره صحبتهای علمی مبادله بشه، بعضی ها فقط به کلی گویی و ایراد انتقادات ذوقی و سلیقه ای اکتفا می کنند. خوبه که در انتقادات و پیشنهاداتمون مصادیق رو عیناً مطرح کنیم تا ابهامی باقی نمونه.
م معيت ( 1390/07/09 ) : اگر چه واکنش شما به آنچه در پی می خوانید دور از ذهن و تصور نیست ، که انگار عادت کرده ایم به نوعی پانارویید مزمن که هر چه ما فکر می کنیم درست است و هر چه ما اشتباه می پنداریم ، دون و نا سره ...
هیچ طرحی مستقل از بستر وزمینه contextقابل ارزیابی نیست ، این که در گفتار و زیرنویس تصویر ها تاکید به صیانت از بستر طراحی داشته باشیم ، اما در عمل و حتی در ترسیمات اثری اززمینه طرح و تیپولوژی بستر طراحی نباشد حرف جدایی است،
در معماری، به معنای ناب کلمه، حال چه ایرانی ، چه وراتر از مرزهای ایرانی مفاهیمی وجود دارد که سنجه و معیار ارزیابی و ارزشگذاری است ، مثلا غنای فرم ، مفهومی که در تلاش شما از بسیاری چشم اندازها دیده نمی شود، غنای فرم به معنی افراط در اطلاعات و ایده های نمایی و فرمال نیست ، شاید کالبدهایی بسیار مینیمال ، غنای بی نظیری داشته باشند؛ (مثال "نقاشی های آب مرکب ژاپنی)
فرم در بسیاری از جزییات درگیر موتیوهای پوپولیستی و عوام گرایانه مبتذلی است که باب مد روز ساختمان سازی امروز ماست ، ایده دوستون ورودی، طاق و قوس های بی نسبت با ساختار طرح .... شاید متریال گذاری نپخته طرح نیز این ابتذال را تشدید می کند، اینجاست که در بسیاری از موارد پروژه های آکادمیک به دانشجویان توصیه می شود به جای تمرکز خام و نسنجیده به مصالح آن هم در سطحی پیش پا افتاده ، پلاستیک فرم را در قالبی مونو کالر یا مونو تون ارائه کنند که این گونه کلیت اثر را تحت تاثیر نگذارد، عدم رعایت تناسبات حتی در مقیاس تایل های نما تاثیر گذار وسخیف است ،
بنایی که به سفارت یک کشور در کشور دیگری اختصاص می یابد، یک ساختمان نیست ، یک نشانه هست ، میان معماری و ساختمان تفاوت هست. هدف اصلی معماری خلق فضای با کیفیت است، اگر برش ها و پلان های طرح هم ارائه می شد ، می شد قضاوت کرد که فضاهایی که در پشت این طور خط کشیدن وجود دارند، از غنای کیفی نیز بی بهره خواهند بود.
نیازی نیست به فکر پاسخ دادن به این انتقادها باشید، در عوض توصیه می کنم چشمها را بشویید، نوع خط کشیدن و نگاه شما به معماری صحیح نیست و این گونه در مسیر خوبی قرار ندارید ، حتما مهندس می شوید ، اما معمار ... ایراد از میزان تلاش شما نیست ، چرا که پروژه شما پرکار و پر جزییات است ، اما مسیر حرکت را غلط انتخاب کرده اید ...
به امید روحیه یادگیری و کارهای بهتر از همه ما
رسول شفیعی ( 1390/07/09 ) : بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض ادب خدمت جناب آقای معیت
اولاً یه انتقاد داشتم به مسئولین سایت که چرا در ابتدای نامه ها و نوشته هاشون که برای آثار می نویسند از ادب و سلام و احترام خبری نیست. گویا سطح اخلاق اجتماعی و حرفه ای در صنف بعضی از معماران هم رو به تنزل و کمرنگ شدن است. بگذریم...
باید ابتدا اعتراف کنم که متن جاندار و انتقادات خوبی داشتید. حالا با توجه به متن فوق بنده میخواهم در جایگاه یک دانشجوی معماری از شما سوالاتی بپرسم که اگر جواب آنها را مرحمت کنید لطف بزرگی به بنده کرده اید چون که چالش های جدی بنده در مبانی نظری معماری است که تا بحال پاسخی قانع کننده برایشان نیافته ام، فقط امیدوارم دقیقاً به منظور سوالات پاسخ دهید تا شبهات بنده و خیلی از دوستان رفع شود، چون بنده حقیقتاً با این سوالات مواجه هستم.

1) شما بفرمایید معیار سنجش مقدار معقول نزدیکی به بستر طرح چقدر است؟ یعنی تا چه میزانی باید به مقتضیات زمینه ی طرح گردن بنهیم تا طرح قابل قبول تری داشته باشیم؟ خط قرمزهای افراط و تفریط کجاست؟ از کجا و با تمسک به چه منبع و رفرنسی یقین حاصل کنیم مقداری که ما به زمینه نزدیک شده ایم معقول و مطلوب است؟ (حالا بگذریم که بعضی از معماران مثل آراتا ایسوزاکی مخالف زمینه گرایی هستند ولی بنده بدنبال تحقق زمینه گرایی در این طرح بوده ام).

2) از سنجه و معیارهایی برای ارزیابی و قضاوت صحبت کردید. این فرمایش شما قابل قبول است. اما سوال... چگونه اطمینان حاصل کنیم شدت و غلظت ان معیار و مفهوم به اندازه کافی در کار لحاظ شده است؟؟؟ معیار اندازه گیری ما برای مفاهیمی همچون غنای کیفی چیست؟ ذوق و سلیقه شخصی، نظرات معماران مطرح جهان، استفاده از خرد جمعی و....؟ لطفا هر کدام را که انتخاب کردید دلیلش رو بگویید.
آقای معیت در مباحث زیبایی شناسی معماری(استتیک) هیچ باید و نبایدی وجود ندارد. گواه این ادعای بنده اختلاف نظرهای عمیق و شدید بین دیدگاه معماران مطرح جهان است که با هم در یک دوره می زیسته اند. (مثالهایی که میتوان برای اثبات این ادعا مطرح کرد از شماره خارج است). خود شما هم در انتهای پاراگراف بصورت زیرکانه ای برای تکمیل فرمایشتون با تردید از کلمه شاید استفاده کرده اید. نقاشی های آب مرکب ژاپنی را مثال زدید، خیلی خوبه، ولی میزان مطلوب بودن این نقاشی ها را چگونه اثبات می کنید؟ تحقیق میدانی انجام داده اید، در آزمایشگاه اثبات شده؟ با علوم کانالیزه شده ای مثل ریاضی اثبات می کنید؟؟؟ واقعاً چگونه...

3) فرمودید هدف اصلی معماری خلق فضای با کیفیت است. خیلی خیلی خوشحال می شوم که اگر یقین به صحت این جمله دارید ، این جمله را برای بنده اثبات کنید. آیا این تعریف حاصل جهان بینی و هستی شناسی شخصی شماست یا مورد اتفاق نظر همه معماران است؟ واقعاً منبع و مرجع ما برای اثبات دعاوی خود در عالم هنر چیست؟
اینها چالش های اساسی است که در ذهن هنر معمار و هنرمند دغدغه مندی سونامی به پا می کند. من که جواب این سوالات را نیافته ام، اگر شما می دانید و پاسخی یافته اید به من منت بگذارید و حق استادی را ادا کنید.
با احترام و سپاس
عبداله صابر ( 1390/07/10 ) : ba salam
az onja ke bahs shoma ro donbal mikardam va nazar yki az aghayan dar mored ostad rahnama bod va eshkal gerefteh shod lazem danestam chand matlab ra motazaker shavam
1
aya tarif ostad rahnamaa ro midanid?
2_ aya naghd sazandeh darid?
3- porojeh sefarat besiyar porojeh moshkeli ast va yk search dar inbareh be enteghadat sazandetan bishtar komak mikonad
ba tashakor
محمد كرامتي ( 1390/07/10 ) : با سلام.نميخام بحث به جاهاي باريك بكشه.هدف بايد دنبال بشه اونم هدف درست.قرار نيست با كسي يا كسايي مجادله كنيم....اگه قراره معمار بشيم بايد درست خط بكشيم.بايد نقدم بپذيريم چه سازنده چه مخرب.كه هر دو تاش كمك ميكنه......
م معيت ( 1390/07/10 ) : 1. مطایبه:
پرده اول و آخر ،داخلی - کادر تلویزیون
مجری - الو! سلام آقای استاد ، نظر شما راجع به مهم ترین مساله امروز دنیای ما که در برنامه ما که همه دوستان و همکاران ما تلاش بسیار زیادی در این برنامه می کنن و تا پاسی از شب به فعالیت و ممارست مشغولند چیست؟
استاد- (درحالی که صدای صحبت هایش به دلیل روشن بودن تلویزیون مدام اکو می شود) - به نام خدا و با عرض سلام خدمت شما و با عرض ادب به محضر بینندگان عزیز در جای جای این کشور و عرض تشکر از شما و همکاران محترم شما در برنامه خوبی که دارید و همچنین سلام به کارشناس حاضر در استودیو که من البته ارادت خاصی برای ایشون قایل هستم و همچنین تبریک و تهنیت به مناسبت هفته پرورش گل آفتابگردان و عرض این نکته که ...
مجری (میان حرف استاد می دود)- استاد متاسفانه وقتمون تموم شد ، فقط لطف کنید بفرمایید موافقید یا نه ؟
استاد - البته جا داره مراتب تشکر خودم رو .... ( تیتراژ پخش می شود)
*
1- از عدم توجه به سایت و بستر طراحی همین بس که در هیچ یک از ترسیمات حتی یک خط کوچک از سایت و همجواری ها دیده نمی شود : توجه به زمینه صرفا به زمینه گرایی منجر نمی شود ، توجه یعنی اینکه بدانیم سایتی هم هست و در مقابل آن واکنشی نشان دهیم ، واکنش معمارانه و نه سخن پردازی
2- چشم یک معمار بیش از هر چیز با دیدن آثار بزرگ تقویت می شود، خیلی چیزها در بیان قاصری مثل من نمی گنجد، بیشتر ببینید، نمونه های موردی که دوستان معرفی کرده اند را ببینید و آنالیز کنید، این گام اول است
3- بهتر است به جای سفسطه و سئوال در مورد موضوعی که تعریف مشخصی ندارد، بر روی پروژه خودتان تمرکز کنید، این که برای معماری تعاریف متعددی وجود دارد ، ناقض این اصل نیست که معماری از ابتدای پیدایش هدفش ساماندهیِ سکونت بود ، ساماندهی فضای سکونت (کتابهای نوربرگ شولتز را ببینید) ، این مرز معماری و مجسمه سازی است و وقتی که قید "کیفیت" می آید مرز معماری و ساختمان و وقتی که قید "سکونت" می آید یعنی مرز معماری و موسیقی .... بحث دراز است
من شاگردِمعمار هستی هستم
آرش بصیرت "سردبیر اتووود" ( 1390/07/10 ) : در راستای تایید این گزاره "توجه به زمینه صرفا به زمینه گرایی منجر نمی شود "، نگاهی به نواره عمودی استفان زبل از دانشگاه هنرهای کاربردی وین http://www.etoood.com/NewsShow.aspx?nw=1382 نشان می دهد مکان باید وجود خود را در پردازش کلان تقریر کند، به نظر می رسد برج از ان جهت عمودی طراحی شده که با توجه به نوع کاریری هایش و نزدیکی اش به لاس وگاس الترناتیوی باشد بر لاس وگاس به عنوان یک نواره افقی، زمینه پتانسیل تطبیق با مقیاس های مختلف در این پروژه یک منطقه جغرافیایی را دارد
رسول شفیعی ( 1390/07/10 ) : با عرض ادب و احترام خدمت جناب مهندس بصیرت
ممنون از لینکی که قرار داده بودید، اثر استفان زیل رو دیدم.
اما سوالی از محضرتون دارم. از کجا معلوم که اگر توجه من به سایت و تاثیر نیروهای سایت بر کار من خیلی بیشتر از اینی بود که صورت گرفته، بنده متهم به رعب و انفعال در برابر سایت نمی شدم؟؟؟؟
این جمله شماست که فرمودید: «مکان باید وجود خود را در پردازش کلان تقریر کند».
سوالی دیگر اینکه از کجا معلوم که این جمله فوق صحیح باشد. از کجا و چگونه به این واژه باید رسیده اید؟؟؟ شاید خیلی از معماران زمینه گرا هم به همین اثر استفان زیل نقد و انتقادات زیربنایی داشته باشند.
من حیث المجموع و بطور مجمل میخواهم بگویم ملاک و معیار ما برای تشخیص میزان توفیق در خلق یک معماری موفق چیست؟ بنده گفته ام میخوام اثری زمینه گرا طراحی کنم. اما سنگ محک شما برای سنجش مقدار مطلوب توجه به سایت چقدر است و چگونه اثبات می شود؟
آرش بصیرت "سردبیر اتووود" ( 1390/07/10 ) : من بارها گفته ام که طراحی یعنی فائق امدن بر محدودیت ها، بستر هم حتما محدودیت است اما محدودیت شکل دهنده، پس میزان توجه به سایت متناسب با اتمسفر یا فضا ـ رویداد وضعیت تعریف خواهد شد، اما به عینیت رساندنش حتمی است کامنت قبلی را هم در یک روی کرد کلی و نه صرف پروژه شما اوردم، اما اگر بخواهم بر کار زبل تاکید کنم که استادان مشاور پایان نامه اش البته زاها حدید، گرگ لین، هرنان دیاز النسو، ولف پریکس و تام مین بوده اند باید بگویم علی رغم ان که کار عمیقا زمان محور است تا مکان محور و از یک پسماند فضایی برای جانمایی استفاده کرده اما مکان را در استراتژی طرح اورده است یعنی درست همان گزاره اقای معیت توجه به زمینه به زمینه گرایی منتهی نمی شود فرم این اثر در خدمت جهت بوده است اما جهت کاملا بر سیاق یک معماری الترناتیو مکان مبنا شکل گرفته، البته مثال های فرم مبنای بسیاری می شود اورد که مکان مبنا هستند پیک هنگ کنگ زاها حدید کاملا بر توپولوژی سوار است، ابس لوکوربوزیه هم همین طور، حتی سایت پارتنون هم همین طور، اوای مکان در ان رسوخ کرده، این اوا در اثر شما وجود ندارد اگر هم وجود دارد بر خلاف هویت پروژه که باید اوای قوی ساطع کند، یک اشاره است ان هم در پرداخت نامناسب
در مورد مرعوب شدن هم باور دارم صورت بندی های گفتمانی حتما به واسطه جمیع نیروهای بعضا ناشناخته تولید می شوند اما باید توجه داشت که عمق تئوریک می تواند حامی درستی باشد، چرا فنجان های گرگ لین طرفدار دارد، علی رغم انتقادات کارکردی، چرا سبک و سیاق کامرون سینکلر این قدر عنق گرفت، فقط فکر می کنم اساس تئوریک و فرایند مبنا بودن طراحی، یعنی داشتن یک پشتوانه ستبر از اگاهی تدقیق شده برای یک طرح
در ایران که اصولا معماری غریضی است و این را به وضوح در بخش مطالعات موردی پروژه ها می توان مشاهده کرد که روی کرد یا کپی نعل به نعل است یا طرد بی دلیل و ابتدا فرم تولید می شود و بعد گفتمان وصله شده به ان صحبت از فرایند غلط است و بی مورد
رسول شفیعی ( 1390/07/10 ) : با عرض ادب و تواضع مجدد خدمت جناب بصیرت
به نکات خوب و جالبی اشاره فرمودید چون از پشتوانه علمی خوبی برخوردارید. در مورد توضیحاتتون پیرامون کار استفان زیل باید عرض کنم که شما اون کار رو جراحی و بعد هم توصیف کردید که خیلی خوب بود.

اما جواب سوال بنده رو ندادید. بنده در کامنت قبلی سوالی مطرح کردم که شما در جواب اون سوال فقط گفتید که معماری فائق آمدن بر محدودیت هاست. اما چه کسی تعیین کننده و قاضی میزان موفقیت ما در فائق آمدن بر محدودیت هاست؟؟؟ منتقدین و قضات طبق کدام ادلّه علمی اثبات پذیر، حکم صادره خود را به اثبات می رسانند؟
رسول شفیعی ( 1390/07/10 ) : با عرض ادب و احترام خدمت خانم افروخته
اینجا کلاس اخلاق نیست و من هم قابلیت و صلاحیت تدریس اخلاق ندارم. اما خانم افروخته جمله ای فرمودید که خیلی تامل برانگیزه، فرمودید: «منتها من در طرح شما نکته ی مثبت قابل ذکری ندیدم».
در مورد جمله بالا فقط میگم که مواظب نفس و فرعون وجودتون باشید.
در مورد بقیه فرمایشاتتون انتقادات ساختاری و زیربنایی دارم ولی مستعد گفتنش نیستم، بماند...
خیلی ممنون از متن بالابلندی که نوشتید.
مهشید معتمد ( 1390/07/13 ) : دوست عزیز
پیرامون موضوع مناقشه برانگیز پروژه تان بحث و درس های زیادی صورت گرفته، بعضی به جا و بعضی نابجا
اما فارغ از تمام این احادیث، با دیدن پروژه شما تنها یاد "پست مدرنیته در معماری" اثر کیت نسبیت افتادم.
پروژه شما تبدیل به ملغمه ای از هندسه ایرانی و حجم خارجی شده... شاید تردید شما بین ارجحیت دادن به هر کدام، هردو را از بین برده.
پیشنهاد می کنم سفارت هایی مثل برلین(اثر دکتر دیبا) و یا آثار مرحوم میرمیران را مورد مطالعه قرار دهید.
موفق باشید.
مازیار فخرقاسمی ( 1390/08/03 ) : سلام خدمت تمام اساتیددرجواب سوال زیبایرسول عزیز اول بگم آقای رایت میگه معمارها بامحدودیت هارفیقند آقای بصیرت میگه معمارها برمحدودیت فایق آیند من میگم اگرجایی باشه که بحث تئوری بازی باکلمات بشودو نه درک حسی حتما آنجا تنهاچیزی که قابل استناداست کمیت های قابل اندازه گیری است نه اینکه زمینه برنامه طراح شود بلکه پتانسیلی برای دفاع و دادوستد با کانسپت است
مازیار فخرقاسمی ( 1390/08/03 ) : درخصوص ارائه در بدنه شهری بهترین مثالی که دم دست باشد کارخودم در نوشهر است که بادوتاکولاژ ویک کروکی همهچیز را نشان دادم البته کارشما نکات مثبت زیادی دارد که درذیل تصاویر اشاره داشتید من وارد این بحث نمی شوم چون ریشه این انتقاددرجای دیگریست
مازیار فخرقاسمی ( 1390/08/03 ) : درضمن نقدی که من بر اثر شما دارم بزک شدن دست دوستی است انصاف بدهید که داخل آن نما یک پلی شده که با هیچ چیز کار نمی کند خسته نباشید مرسی از دفاع گرمتون
مازیار فخرقاسمی ( 1390/08/03 ) : {اگرشمابیت شعر میگید اون طرفیهاهم حق دارند سلام نکنند:)}من این دوبیت نوشتم چنان که غیر ندانند توهم ازروی کرامت چنان بخوان که تودانی(نمی دانم)صبحدم مرغ سحرباگل نوخاسته گفت نازکم کن که بسی چون توشکفت گل بخندید که ازراست نرنجیم ولی هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت(حافظ)
رسول شفیعی ( 1390/08/03 ) : بنده هم عرض ادب و سلام دارم جناب مهندس فخرقاسمی
خیلی ممنون از اینکه تحت تاثیر جو قرار نگرفتید و به تعبیری جو زده نشدید و به دور از هیجان، نظر علمی و منطقی تون رو طرح کردید.
و خوشحالم از اینکه منظور و مقصود بنده رو از طرح اون سوالات متوجه شدید و درک کردید.
انشاالله موفق و موید باشید.
محسن براتی ( 1390/08/29 ) : با عرض سلام خدمت شما دوستان و همکاران
میخواستم بگم مشکل ما در ایران اینکه نظرامون سازنده نیست همه بر اساس حسادت و غرورو...................... ابراز میشه
من از مدیر و مسئولان محترم این سایت تخصصی میخوام که حداقل میشه خیلی دوستانه تر با کسایی که پروژه هاشونو میذارن در معرض دید تبادل نظر بکنند و نظرسازنده به دوستان خلاق ما بدهند تا اینکه از گفتمانی که در شان اونا نیست بگن
من همینجا از این همشهری و هم دانشگاهی خودم تشکر میکنم و آرزوی موفقیت براش دارم امید وارم همیشه اسم همدانو بتونیم سرفراز کنیم
احسان قلندری ( 1390/08/29 ) : با سلام در مورد این طرح که نظر بنده خوب هستش.ولی شکستگی رو اگه در قرینه بکار می بردین بهتر بود.با تشکر
رسول شفیعی ( 1390/08/29 ) : با عرض سلام و تحیت خدمت جناب آقای براتی و جناب اقای قلندری و دیگر دوستانی که با حسن نیت و سعه صدر به اظهار لطف و ایراد انتقاد به طرح بنده پرداختند.
از حسن توجهتون سپاسگزار و ممنونم
kian bonakdar ( 1390/08/30 ) : به نظر من سفارت باید تیکه ای از کشور باشه نه جدا از ان . البته واقعا زحمت کشیدید
زکریا سلیمانی ( 1391/07/15 ) : به نظر من این شیوه ی برخورد با معماری گذشته - یعنی استفاده ی مستقیم از عناصر و موتیف ها - دم دستی ترین و مبتذل ترین شیوه ی ارجاع به گذشته است . کاش مفاهیم موجود در نشانه ها و عناصر و مدرن تر بیان می کردید . نمونه اش این همه ی بنای خوب پست مدرن ایرانی که اگه لازم باشه درباره شون دقیق تر صحبت می کنم
رسول شفیعی ( 1391/07/17 ) : بنا به تعبیر مرحوم مهندس میرمیران، بعضی از فرمها در معماری ایرانی با گذر زمان اینقدر پالایش شده اند که فرازمان و فرامکانی شدند (نقل به مضمون). میتونید به آرشیو شبکه یک مراجعه کنید که توی یک برنامه، آقای داریوش ارجمند باهاشون مصاحبه کردند. نظرات متفاوته. به روز کردن نسخه معماری ایرانی کار خوبیه ولی فرار از مخمصه التقاط و الکتکتیزم هم مهمه. حالا به فرض که فرمایش شما درست باشه.
لطفا چند نمونه از این کارهای خوب پست مدرن رو معرفی کنید.
زکریا سلیمانی ( 1391/07/17 ) : اسم اون برنامه " طلوع ماه " بود
ببین آقای شفیعی التقاط یه بحث دیگه اس که به موضوع ما ربطی نداره الان . من دارم درباره ی پست مدرن حرف میزنم
مرتضی گواهی ( 1392/07/24 ) : با همه ی اینها
طرح تکیبی از همه چیز و در نهایت هیچ چیز است.
وحدت معماری ایرانی اسلامی از ارکان معماری بوده است که در این آش وجود ندارد.
محمد طاهری و الهه بهمنی (شرکت فرایند منطقی معماری بهطا) ( 1392/11/10 ) : جالب است بدانم نماد ایران و ایرانی بودن را از چه قسمت می توان درک کرد؟
آیا معمار را باید به همراه کار ژیوست کرد تا مدام توضیح بدهد؟
شاید کاهگل کردن بدنه ها جواب بدهد؟
تا به کی ما باید در گیر شاخ بزی ها و شماهای کلی از پوسته معماری ایرانی باشیم؟
چرا به مفاهیم نمی پردازیم؟هر جا قوس بود معماری ایرانی است؟
ما در معماری ایرانی درون گرایی و بام آسمان را داشتیم به عنوان نمونه عرض می کنم.این ها کجاییند در طرح آقای معمار؟
خوب است که در یک نقد نا جوان مردانه هر کس می تواند با پاسخ های سربالا از کارش دفاع کند اما آیا در یک جلسه دفاع حضوری حرفی برای گفتن خواهید داشت؟
آیا توضیحاتتان باعث توهین بشعور حاضرین نمی شود.؟؟؟؟؟؟؟؟
همین شما ها هستید که قرفه ایران در سئول را به افتضاح کشاندید.....
رسول شفیعی ( 1393/01/11 ) : اصلاح بفرمایید آقای معمار
بام آسمان= خط آسمان
قرفه= غرفه
ممنون
پژمان احمدی ( 1393/02/30 ) : سلام
ساده عرض می کنم کار باید خوانا باشد،اصلا شباهتی به سفارتخانه ندارد.فرم اداری و عملکردی در ان دیده نمی شودو ....شاید بشتر هدفتان این بوده عظمت معماری ایران به رخ بکشید اما ظاهرا با اصول معماری ایرانی هم اشنا نیستید.در هر صورت از زحمت شما سپاسگذارم
رسول شفیعی ( 1393/03/04 ) : سلام ممنون از توضیحات حضرتعالی
اصلاح بفرمایید
سپاسگذار (غلط) - سپاسگزار (صحیح)
با تشکر
پژمان احمدی ( 1393/03/06 ) : سلام
بله،علت بی توجهی بوده...از یادآوری شما ممنونم داداش
زهرا شاهرضا ( 1394/03/17 ) : من متاسفم برای خودمون خودمون که معماری می خونیم مثلا، این همه ادعا داریم و هیجی ننی دونیم چقدرررررررم نقد پذیریم

وقتی با اساتیدم کرکسیون داشتم ۹۰ درصد فکر می کردم و ایرادا رو وارد میدونستم ..... جز پایان نامه که سلیقه استاد مخالف نظر من بود و به سختی قبول کردم
چرا
چونکه استاد بودن ،، تجربشون بیشتر بود و بهشون اعتماد کردم


حقیقتا کارتون شبیه سفارت خانه و معرف ایران نیست اما شبیه ساختمان وزارت کشاورزی هم نیست...... آپارتمانهای شهررو دیدین ؟!!!!!
رسول شفیعی ( 1394/03/28 ) : خانم به اصطلاح دانشجو و نقد پذیر
توی این چند خطی که افاضه فرمودید و فیضان دانش کردید هیچ جمله ای که مستدل و علمی باشه ندیدم... من هم برای خودمون متاسفم.
به جای ایراد جملات کاملاً سلیقه ای و بی سر و ته که پاش به هیچ جایی بند نیست، شما اول بفرمایید یک طرح باید دارای چه ویژگی ها و خصایصی باشه که شبیه سفارت خانه و معرف ایران باشه؟؟؟؟ بعد طرح دیگران رو قضاوت کنید... البته این سلسله مراتب در فرایند قضاوت همه آثار با هر موضوعی صدق میکنه...
کمی مطالعه... فقط یه کم
ثریا مظفری ( 1394/08/04 ) : سلام اقای شفیعی ببخشید من طراحیم سفارتخانه هست شما برنامه.فیزیکی سفارتخانه رو دارید ؟؟؟ممنون
حامی اتووود
  مسابقه دانشجویی اتووود
ثبــــــــت نظـــــــر
جهت ارسال نظر باید وارد سیستم شوید. / عضو جدید
ایـمـــیـل :  
رمز عبـور :  
 
درباره معماران معاصر ایران :
این گروه در سال 1386 با هدف ایجاد پل ارتباطی بین معماران ایرانی معاصر گرد هم آمد.با شروع کار این وب سایت معماران متقاضی در محیطی ساده وکارآمد به تبادل پروژه ها ومقــــالات خود خواهند پرداخت ودر فضای فروم به بحث وگفتگو می پردازند.
خانه | ورود | ثبت نام | درباره ما | تماس با ما | قوانین سایت | راهنما | تبلیغات
© کلیه حقوق این وب سایت متعلق به گروه معماران معاصر می باشد.
Developed by Tryon Software Group