تردیدها و ابهاماتی که بر شهر بی وقفه [به مثابه خروجی کالبدی و ایدئولوژیک این تفکر] وجود دارد، عملا، تجمیعی از تمام ابهاماتی است که حین گذر از کارگرگرایی به خودْآیینی رخ می دهد [که به دوتای انها پیشتر اشاره شد] و موجب می شود گرایش متمایل به خودآیینی، به جای انکه تلاشش را بر تعریف یک آلترناتیو آنتاگونیستیک و شفاف برای پست مدرنیسم سرمایه محور موکد سازد، ایده ها و استراتژی هایش را با روندهای غالب مستتر در همین جریان فکری تطبیق دهد.